هرچی بیشتر پیش میریم بیشتر میفهمم که این راهش نبود. راه بر گشت که نداریم. راه حل هم که بلد نیستیم. ولی باید یه راه دیگهای وجود داشته باشه…
دستهبندی شده در: Sketch pad
2011/06/13 • 12:23 ق.ظ. 2
هرچی بیشتر پیش میریم بیشتر میفهمم که این راهش نبود. راه بر گشت که نداریم. راه حل هم که بلد نیستیم. ولی باید یه راه دیگهای وجود داشته باشه…
دستهبندی شده در: Sketch pad
2011/02/19 • 4:24 ق.ظ. 0
«گربه ها»
در سطل آشغال!
حالا دنبال بمبهاي ديگرند
***
«مُهمل»
و از شجاعت ايران تعريف كرد
حتي گفت امام خامنهاي
***
«انتقال آرام قدرت»
و ساركوزي و شما را
سرجايش نشاند
حالا در مصر
***
« … نخور»
«من تيغ رويارو زنم…»
شما هيچ غلطي نميتوانيد كرد
***
«کوکا بجای ساندیس؟! هرگز، هرگز»
و از لجتان سانديسهاي ايراني ميخريم و ميخوريم
اما به پپسي كولا راي نخواهيم داد
و هيچ نيازي به مك دونالد و كي اف سي نداريم -جان شما زحمت میشه!-
***
«گـِـی»
گيرم كه برلوسكني فاحشههايش را فرستاد
مخملباف دوستان بازيگر امريكايياش را
نوريزاده خواهران اسرائيلياش را…
من ديدهام پسران رهبر را
***
«کهریزک»
جنگ سانديس و كوكاكولاست
لطفا دست بزنيد
باشد شما با شمشيرها و سلاحهاي عجيب غريب هاليوود بياييد
ما با همين ني سانديس ميآييم
و با همين بچههاي بسيجي
و با موتورهاي دو ترك و سه ترك ساخت وطن
و با همين پيرزنان و پيرمرداني كه هر سپيده شما را نفرين ميكنند
***
«عشق»
امشب ولنتاين نازنازي هاست
بادا بادا مبارك بادا
دستهبندی شده در: الاغ حکیم, قژوه, قروه, قزه؟, قزوه, قزوه؟!, لبنان!..., هایکو, جانش فدای رهبر, غرزوه؟!, غزّه؟!
2011/02/17 • 11:36 ب.ظ. 0
از آدمی چُنین بپرهیز اگر همزمان:
تپل، خندان و خرمردِ رند باشد!
در رابطه با این لینک!
دستهبندی شده در: حکایات و اشارات, ابطحی باشد, حزب باد باشد
2010/08/29 • 11:37 ب.ظ. 2
2010/06/15 • 10:33 ب.ظ. 2
نشسته بودم تو فیس بوک(!) داشتم عکسهای مراجعه ی تنی چند از برادران بــــــه دفتر آیت الله صانعی رو نگاه می کردم…
صادقانه بگم، اگه من هم دستم باز بود به شخصه از پنکه سقفی بیت آقا آویزون می شدم.
دستهبندی شده در: الاغ حکیم, پنکـــــه, آقا, اتاق تمساحا, بیت آقا
2010/04/07 • 2:56 ق.ظ. 3
کلی ایده برای جلوگیری از رویش ناگزیر جوانهها به ذهنم خطور کرده.
دستهبندی شده در: الاغ حکیم
2010/03/15 • 3:28 ق.ظ. 2
یه وقتایی خیلی دلم واسه خودم تنگ میشه.
مثلاً وقتایی که یادداشتهای سه روز درمیانانهٔ سه ماه پیشم رو میخونم.
وقتی دفترِ خاطراتِ پنجمِ دبستانمُ روز اسباب کشی پیدا میکنم- دفتری که فقط به بــــعضـیـــااا میدادم که مطمئن بودم برام عکس برگردون می چسبونن. خاطرهٔ بچه ها رو میخونم- خاطره های تکراری که هرچند هم بی حوصله باشم بازم منُ به قه قهه میندازه :»من از تو خاطرهای ندارم اما… «، » آنروز که سر کلاس نشسته بودیم که یکدفعه یک صدا از… «.
وقتی میرم سراغ آلبوم عکسام . درست مثه کسی که اولین بارشه اون عکس ها رو می بینه، بین سه ردیف هشت تاییِ بچه هایی که همکلاسیم بودن، دنبال خودم می گردم.
وقتی لیست آرزوهای تیک نخوردهام رو میبینم.
وقتی به دیروز فکر می کنم…
وقتی که فـقط با جفت شدن سیـبـیلای تا به تای سـاعت باید از اون چـیزی که بــودم خدافظی کنم.
هلسینکی، فنلاند
دستهبندی شده در: Sketch pad, آلبوم عکس, خود دلتنگی, دفترِ خاطراتِ پنجمِ دبستان, عکس برگردون
2010/03/01 • 3:15 ق.ظ. 4
2010/02/24 • 2:57 ق.ظ. 4
شب:
میشینه پای اِم.بی.سی، داره «مودیلیانی» میذاره…
شب -بعد از اینکه فیلم تموم شد:
مودیلیانی بازی شده واسه خودش. اصلاً باهاش بحث نکن کم میاری، هرچی باشه اون فیلمُ دیده نه تو!…
اِم.بی.سی پرشیا «فریدا» گذاشته. برای ۲۲۰امین بااار. این دفعه به ناچار از فرط بی فیلمی(به نظر خودش، توی اون لحظه) میشینه میبینه. وسط فیلم پا میشه میره اف بی.
- فیری فیری فیریدااا…فیریداا کلـ…کلهور!… کالهو… فریدا کالو… آاا چقدر ریزالت دادِِِِ؛ ۲۲۵۴۶۷تا! حالا کودومشونه؟!!…
بالاخره تا آخر فیلم موفق میشه فَنش بشه.
اسکندر،
باب دیلن،
گاندی،
جانی کَش و و و …
*پ ن : مردم اینجوری اطلاعات کسب میکنن.
مردم اینجوری فَن میشن.
واقعیت قدر صحنه سازیی های فیلم خارق العاده نیـــــ .اون سالما هایاکِ که با سیبیلم سkسی بنظر میاد!!!
بابا فیــــلـمــــــــــــــه
یکی نی این حرفا رو به خودم بگه، وااالله!
دستهبندی شده در: الاغ حکیم, Become a fan, facebook, mbc, مودیلیانی, سkسی, سیبیل
2010/02/17 • 11:35 ب.ظ. 13
بخند تا دنیا بهت بگه این دیوونَرو! داره میخنده…
*پ ن :این تصویر سازی یه پدیده حساب میشه چون حاصل کار با پی.اِس آنلاینه.
دستهبندی شده در: Sketch pad, فوتوشاپ آنلاین, حالا بخند, دندون, دهن